هوم، هین؟

حوصله‌ام سر رفته، دو سال است به طور منظم ننوشته‌ام، سال 86 که دو تا نوشته، 87 شاید کمتر از ده تا، وبلاگ هم که از وقتی برداشته‌اید داستان قرمه سبزی دیشب را تویش می‌نگارید، عمرا…

حوصله‌ام سر رفته، مثل خیلی‌هاتان هم بی‌استعداد و مزخرف نیستم که به خاطر کسی شدن وبلاگ بزنم، هنوز وبلاگ‌های فارسی سی تا نشده بود که می‌نوشتم، مسابقه نام‌گذاری‌شان دست گرمی بود… دویچه‌وله آن روزها هنوز نمی‌دانست وبلاگ فارسی مهم است…

حوصله‌ام سر رفته، سال‌ها است در سایت‌های ادبی تولید محتوا می‌کنم، یا حداقل به تولید محتوایش کمک می‌کنم. کاپوچینو آن زمان که مجله بود، روزی درباره‌مان نوشت که جالب است وبلاگ‌نویس نیستیم. آن هم بعد از زمانی که با خلاقیتی که در  وبلاگی زدم، کاری کردم که وب فارسی یکی از روش‌های تولید محتوا را مدیون من باشد…

حوصله‌ام سر رفته… حال تولید محتوا نیست… سال 86 تولید مستقیم نبود، اصلاح می کردم و هماهنگی… سال 87 اصلا نبودم. انگار اگر خود ننویسی و ترجمه نکنی، آدم نیستی!

حوصله‌ام سر رفته، کتاب ترجمه می‌کنم، می‌دهم انتشارات توی قفسه دبیر تحریریه خاک بخورد!

حوصله ام سر رفته، روزنامه‌نگار شده‌ام، برای مجلات تخصصی کار می‌کنم!

حوصله‌ام سر رفته، وبلاگ می‌نویسم….

حوصله‌ام سر رفته، همین…